![]() |
![]() |
|
| "هیچ بارانی ردپای خوبان را از کوچه خاطراتمان نخواهد شست" |
|
یه پنجره با یه قفس یه حنجره بی هم نفس سهم من از بودن تو یه خاطرست همینو بس تو این مثلث غریب ستاره ها رو خط زدم دارم به آخر میرسم از اونور شب اومدم یه شب که مثل مرثیه خیمه زده رو باورم میخوام تو این سکوت تلخ صداتو از یاد ببرم بذار که کوله بارمو رو شونه شب بذارم باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم داغ ترانه تو نگام شوق رسیدن تو تنم تو حجم سرد این قفس منتظر پر زدنم من از تبار غربتم از آرزوهای مهال قصه ما تموم شده با یه علامت سوال |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط زر_استار |
|
|
روزای سخت نبودن با تو خلاء امید رو تجربه کردم باغ دلم که بی تو تازه میشد هم نفسم شد سایه سردم تو رو میدیدم از اونور ابرا که میخوای سرسری از من رد شی آسمون رو بی تو خط خطی کردم چه جوری میتونی اینقده بد شی چه جوری میتونی اینقده بد شی سکوت قلبتو بشکن و برگرد نذار این فاصله بیشتر از این شه نمیخوام مثل گذشته که رفتی دوباره آخر قصه همین شه روزای سخت نبودن با تو دور نبودنت رو خط کشیدم تازه میفهمم اشتباهم این بود چهره عشقمو غلط کشیدم عشق تو دار و ندار دلم بود اومدی دار و ندارمو بردی بیا سکوتتو بشکن و برگرد که هنوزم تو دل من نمردی که هنوزم تو دل من نمردی سکوت قلبتو بشکن و برگرد نذار این فاصله بیشتر از این شه نمیخوام مثل گذشته که رفتی دوباره آخر قصه همین شه
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط زر_استار |
|
|
زندگی، نقطه سر خط بی وفاییت شده عادت تو نوشته بودی، دیدار سه تا نقطه، به قیامت زندگی، نقطه سر خط تلگرافی شده نامه ت قلبمو، مچاله کردی لای نقطه چین نامه ت عزیزم، نقطه ته خط برو با خیال راحت به تو تقدیم، این ترانه عوض جواب نامه ت با 32 حرف دلگیر مختصر، مفید و ساده گفتی که، سایه ی عشقت از سرم، خیلی زیاده زیر درد رو، خط کشیدی ضربدر زدی روی اسمم تا بدونم که به عشقت تا که جون دارم طلسمم عزیزم، نقطه ته خط برو با خیال راحت به تو تقدیم، این ترانه عوض جواب نامه ت روی یک، کاغذ بی خط حرفای، خسته به نوبت روی سرزمین نامه ت حرف ت، کرده قیامت ت مثل تو، مثل تردید ت مثل، آخر طاقت مثل تنهایی، مثل تب مثل آخر خیانت عزیزم، نقطه ته خط برو با خیال راحت به تو تقدیم، این ترانه عوض جواب نامه ت
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 7:14 بعد از ظهر توسط زر_استار |
|
|
عشق او باز اندر آوردم به بند کوشش بسیار نامد سودمند توسنی کردم ندانستم همی کز کشیدن سخت تر گردد کمند عشق دریایی ست پایان ناپدید کی توان کردن شنا ای هوشمند عاشقی خواهی که تا پایان بری پس بباید ساخت با هر ناپسند زشت باید دید و انگارید خوب زهر باید خورد و پندارید قند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 4:28 بعد از ظهر توسط زر_استار |
|
|
پشه ای در استکان آمد فرود
تا بنوشد آنچه وا پس مانده بود
کودکی - از شیطنت - بازی کنان بست با دستش دهان استکان!
پشه دیگر طعمه اش را لب نزد جست تا از دام کودک وارهد.
خشک لب، می گشت، حیران، راه جو زیر و بالا، بسته هرجا، راه او.
روزنی می جست در دیوار و در تا به آزادی رسد بار دگر.
هرچه بر جهد و تکاپو می فزود راه بیرون رفتن از چاهش نبود
آنقدر کوبید بر دیوار سر تا فذو افتاد خونین بال و پر
جان گرامی بود و آن نعمت لذیذ، لیک آزادی گرامی تر، عزیز.
فریدون مشیری |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 9:0 بعد از ظهر توسط زر_استار |
|
|
سلام بر همه
راستش عادت ندارم زیاد تو وبلاگم حرف بزنم پس کوتاهش میکنم عید امسال ۲تا عیدی خوب گرفتم از خواهرای گلم که از همینجا ازشون بازم تشکر میکنم عیدی من کتاب شعر بود برا همین تصمیم دارم از این پس تو وبلاگم از شعرهای کتابها تو وبلاگم بزارم امیدوارم خوشتون بیاد شاد باشین |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 8:59 بعد از ظهر توسط زر_استار |
|
|
من آن ناخوانده آوازم صدای زخمی سازم به دنبال صدایم باش برای تو اگر رازم من آواز بیابانم صدای بغض بارانم بریده از نیستانم غمی دارم که می خوانم صدای بغض بارانم مرا بشنو که می بارم به من از من شکایت کن مرا از من حکایت کن از این دریا ی دل تنگی به یک جرعه قتاعت کن |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم فروردین 1389ساعت 11:41 قبل از ظهر توسط زر_استار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
طنز ترانه شعر سایر |
| پیوندها |
|
Giggle راسپینا خرزوخان paradise girl ستاره گمشده ی تقدیر مرجع دانلود کتاب هاي آموزشي خرابه |
|
RSS
|